محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

66

تحفه خانى ( فارسى )

منقول عنه وجع نباشد چه جذب بعد از تسكين وجع مىبايد زيرا كه اگر وجع نباشد و جذب واقع شود موجب اشتداد وجع‌ست و معاوضه در جذب نيز واقع شود چون وجع نيز جذابست چه جذب درين حين از مجذوب عنه موجب جذب از اعضاى ديگر است بجانب او تسكينا للوجع پس تعارض در جذب موجب زيادتى الم و وجع است و اين قانون كلى است كه مراعات او در هر جذب مىبايد منظور و ملحوظ طبيب باشد و ديگر مراعات اين مىبايد كه جذب از عضو رئيس و شريف بعضو خسيس باشد و اگر رياست و شرف در هر دو باشد فايده ندارد بلكه درين صورت برد خصر اعظم در عدم جذبست چه آفت متوجه به دو عضو شريف مىشود زيرا كه نقل ماده از جانب عضو شريف بجانب خسيس سبب اينست كه آفت از عضو شريف دور شود كه موجب هلاكتست و انتفاع بمعرفت قوت بر سه وجه است يكى مراعات مبدايت عضو مبدايت عضو و رياست اوست و چون طبيب عارف بمبدايت باشد استعمال ادويه كه درو قوت مخالف عضو رئيس باشد نمىكند و استفراغ بر وجهى كه منافى قوت عضو رئيس باشد تجويز نمىكند و اگر اعضاء رئيسه محتاج باستفراغ باشند استفراغ ايشان دفعتا مجوز نيست و ادويه كه بايشان استفراغ عضو رئيس است مىكنند ايشان را خالى از مقويات عضو استعمال نبايد كرد تا قوانين علاج عند المعالجه فوت نشود كه موجب خطاست و ثانى از وجوه ثلاثه مراعات فعل مشتركه است هر عضو را اگر رئيس نيست مثل معده و شش كه اين اعضا را باصطلاح اين فن شريف نمىنامند اگرچه حيات بدن موقوف بر وجود ايشان نيز هست اما اصطلاح ايشان اينست و درين مقام نيز معالجه بادويه قويه نمىبايد كرد و ازين جهت اگر شخص را ضعف معده باشد آب سرد نمىدهند و ثالث مراعات ذكاى حس عضو است زيرا كه در تدابير اعضاى زكى الحس